چه خوش گفت سهراب
((و صداي كلاغي كه پريد))
از سر شاخه درختي سرد
اين هوا پاييزي است
كه محبت در آن يخ زده است
جوجه كوچك من
تواني برايش نيست
به كجا مي رود آن؟
دنبال چه كسي مي گردد؟
آيا مي يابد
آن دانه رنگين محبت را؟
به مزاجش خوش نيست,
چرا كه اونچشيده هيچگاه
طعم شيرين محبت را...

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 و ساعت
3:6 PM |

