تبليغاتX
حرفهای آرزو

 

باورم كن اي ستاره

مثل قطره...

مثل چشمه...

مثل دريا

مثل ماه و مثل خورشيد هميشه تابان

باورم كن

مثل پرواز پرنده

مثل پرپر زدن پروانه ها

باورم كن...مثل من...

كه درين كوچه هاي دلتنگي

در سكوت كلبه هاي پرفروغ درويشان

با صداي پر نواي باد و باران

زير نور ماه و فانوس

گيرم آرام

اي وجودم, اي ستاره

باورم كن

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:32 PM |

به که باید دل داد؟

به که باید پیوست؟

و به چشمان که باید خندید؟

به نسیم گذرا,

به گل اطلس و یاس سفید

به کبوتر حرم,

یا به مهتاب خدا؟

به که باید پیوست؟

به عبور گل سرخ,

یا به تکرار نگاه,

یا صدای نفس چلچله ها,

یا به یک برگ خزان دیده سرد؟

به که باید دل داد؟

به یکی مرد بزرگ,

یا به یک کودک شیطان شرور

یا به یک نغمه شاد؟

به که باید پیوست؟

به یکی رود زلال,

یا به یک رشته پیچیده کوه,

یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟

به که باید خندید؟

به نگاه تر یک پروانه,

یا به یک شعله مستانه شمع,

یا به یک روشنی تار دل دیوانه؟

به که باید خندید؟

به که باید پیوست؟

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 8:2 PM |