تبليغاتX
حرفهای آرزو

باز هم بگو و دوباره بگو,

كه به من عشق مي ورزي

و تكرار اين واژه بايد چون

آواي فاخته اي در آيد

به ياد داشته باش,كه بدون آواي مدام فاخته

بهار هرگز با همه سبزي اش به كوه و دشت,

دره و جنگل ,پاي نمي گذارد.

  

Say over again and yet once again that thou

Dost love me. Thought the word repeated

Should seem "a cuckoo song"-as thou dost treat it.

Remember, never to the hill or plain,

Valley and wood, without her cuckoo strain

Comes the fresh spring in all green

Completed!

 

(Elizabeth barrett browning)

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت 4:18 PM |

 

همه ميدونيم كه عيد داره مياد و ما از ديرباز سنتي داشتيم و اونم , اين بوده كه موقع تحويل سال كنار سفره هفت سين بشينيم و دعاي معروف  (( يا مقلب القلوب والابصار,يا مدبراليل و النهار,يا محول الحول والاحوال, حول حالنا الي احسن الحال)),رو زمزمه كنيم.

كنار اين دعا يه آرزوهاي كوچيك شنيدني ديگه اي هم هست .

بخونيد

 

يه بچه: خدا كنه عمو جون و دايي جون و خاله جون و... از نرخ تورم آگاهي داشته باشن و خودشون به اون مرحله از تكامل عقلي و اجتماعي رسيده باشن كه بفهمن امسال بايد بيشتر پارسال عيدي بدن.

 

يه بچه كنكوري كه تنها , تنها داره كتابهاي كنكور... را مي خونه و اونهارو به كسي توصيه نميكنه. خدا كنه كنكور قبول بشم و گرنه... بيخودي نرفتم عيد ديدني و عيدي هام تپر شده.

 

پدر خانواده: خدا كنه امسال كسي به بچه ها زياد عيدي نده!چون من هم بايد همون مقدار به بچش پس بدم.

 

سازنده سريال هاي نوروزي: خدا كنه امسال هم يكي از اين موضوعات براي ساختن فيلم نوروز تصويب بشه((خوش ركاب, يكي كه گمشده و دنبالش مي گردن يا يكي كه پيدا شده و دنبال اونهايي كه گمش كردن مي گرده, يك سريال هم توي بيمارستان كه عده اي پشت در اتاق عمل مدام قدم ميزنن و ميخوان به تماشاچي بفهمونن كه خيلي ناراحتن به همراه صداي خانومي كه يك بند, دكتر فلاني رو به بخش بهمان, صدا ميزنه!))

 

مستاجر: خدا كنه صاحب خونه امسال , متحول بشه و يك حالي بمون بده تا بدون زياد شدن كرايه ,همين جا بشينيم.

 

صاحب خونه:خدا كنه امسال يك مستاجر كم جمعيت و بي سروصداي بدون بچه پيدا بشه كه خونم رو با قيمت 2 برابر مستاجر فعلي,اجاره كنه.

 

پزشك عومي جوان كه تازه از دانشگاه آزاد فارغ التحصيل شده:خدايا ميدونم خيلي نامرديه اگه دعا كنم مردم بيشتر سرما بخورن, ولي خرج دانشگاه و كرايه مطب ما هم يه جوري بايد در بياد ديگه!

 

آرايشگر:خدا كنه هر ماه از سال يك تريپ از مدل مو و سبك آرايش سر و صورت مد بشه.

 

فروشنده لباس: خدا كنه كه امسال هم شب عيدي همه جنسهاي بنجول مغازه رو به بهونه اينكه تا يك ماه ديگه مد ميشه به مردم بندازيم!سال ديگه هم ما رو فراموش نكن.

 

راننده مسافركش:خدايا آقايي كن تا امسال هم بنزين گرون نشه اما اگه ما كرايه هارو 2 برابر كرديم هم,نزار مردم اعتراض كنن.

 

كارمند:خدا كنه حقوق ها و عيدي ها زياد نشه! چون اينجوري ,بعد از عيد همه چيز 10 برابر گرونتر ميشه در حاليكه به حقوق و مزاياي ما, نهايتاً 10 هزار تومن اضافه شده!(اين يكي در مورد خودم صدق ميكنه)

 

يه مقام مسئول كشاورزي: خدايا,نزنه يه هو شب عيدي ميوه كمياب شه.ما به مردم قول داديم امسال هواي ما رو داشته باش.

 

يه ميوه فروش كه از خوشحالي تو پوست خودش نمي گنجه:خدا جونم اين شب عيد رو از ما نگير,به جون بچّم اينو جبران ميكنم كه هيج احدالناسي نمي تونه بازار سياه ميوه شب عيد رو,سفيد كنه!

 

يه آدمي كه امسال خيلي بهش خوش گذشته:خدايا كاشكي امسال تموم نمي شد.

 

يه آدمي كه امسال اصلاً بهش خوش نگذشته: اي سال,بري و برنگردي.

 

يه خانوم ميان سال كه طبعاً يه سال به سنش اضافه شده:كاشكي ديگه هيچكي ازم نپرسه چند سالته!

 

پرزيدنت بوش:My god جونم زودتر اين ((آريل)) رو شفا بده تا دوتايي يه برنامه مشتي براي گرفتن حال مردم جهان بريزيم.

 

ايضاً فعال سياسي ديگري كه البته مثل پرزيدنت بوش فكر ميكنه خدا فقط حرفاي اونو مي شنوه و فقط دعاي خودشو مستجاب ميكنه: خدايا دعاهاي اين ((جرج)) بي ادب رو گوش نوكن,چون اون نوفهمه چي ميگه!

 

يه انرژي هسته اي:بارالها! تكليف ما رو زودتر معلوم كن. آقا بالاخره ما حق مسلم كي هستيم؟ خسته شديم از اين بلاتكليفي...

 

 

عيدت مبارك.يه ماچ بده عمو

 

پيشاپيش سال نو را به همه عزيزانم تبريك ميگم.

اميدوارم سال جديد سال سعادت, سلامت,سيادت,سپيدروزي,سرافرازي,سخاوت و سربلندي براي همه شما باشد.

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 11:29 AM |

بغض غزل

 

اگر چه حرف و غزل در نگاهمان جاريست

سكوت كن, دلم اين جا سكوت اجباريست

چقدر پير شدم با مرور خاطره ها

به ذهن خاطره هايم, سكوت غم باريست

ورق زدم به عقب, تا رسم به كودكي ام

دوباره ديدن آن سادگي, چه ديداريست...

... يكي نبود و يكي بود زير سقف كبود...

دوباره قصه مادربزرگ تكراريست

كسي ز حادثه عشق , قصه اي گويد

از عاشقي نسرودن خودش گنه كاريست

هميشه عشق برايم سكوت و ابهامست

شبيه ديدن او بين خواب و بيداريست

دلم شكست و غزل مرد, آه اي مردم

چقدر طعنه و زخم زبانتان كاريست

اگر چه حرف غزل ناتمام مانده ولي

سكوت كن, دلم اينجا سكوت اجباريست

 

                               آخه تا كي؟ 

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 12:43 PM |

 امشب که سقف بی ستاره ی اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام که از چه بنویسم . از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی؟

از چه بنویسم؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟ از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟

از چه بنویسم؟ از نامه های که هرگز به سویت نفرستادم یا از ترانه ای که هرگز برایت نخواندم؟ از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم یا از بدرودی که هرگز آن را بر زبان نیاوردیم؟

من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم . من دلبسته ی درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم . من منتظر پنجره ای هستم عطر تو را دوباره به من نشان بدهد . من دیوانه ی ساقه های یک پر سیاوشانم که اولین بار در خواب سپید تو رویید.

ای عشق ناگزیر! اگر قرار باشد بنویسم باید در همه ی سطرهای دفترم حضور داشته باشی . نفسهای تو می تواند برگ برگ دفترم را از پاییز پاک کند .

من بی قرار حرفهای ناب توام حرفهایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر آفتابی با من خواهی گفت . من از اولین روز آفرینش چشم به راه نگاه جذاب توام . کی مرا می بینی؟

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت 5:36 PM |

 

مهرو موم قلب مرا

انگشت چشمهاي تو باز كرد

حالا هيچ تعميرگاه مجازي

خدمات پس از فروش نمي دهد.

 

 

تقدیم به او که  بازگشتش  باعث شد دوباره ثانیه ها

چشمهایمان را به هم ببندد تا دستهایمان را رو به هم باز کنیم.

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت 7:27 PM |